جمال رضايى
647
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل سوّم چند رسم در اين فصل از چند " رسم " كه در زمان سخن ما در بيرجند مرسوم و معمول بود ياد مىكنيم : 1 - ااتشا [ ن ] ateso [ n ] ( آتشان ) : " ااتشا [ ن ] " تلفّظ گويشى واژهء " آتشان " است كه به دو معنى در گويش بيرجند به كار مىرود ، يكى به معنى " آتشها " يعنى جمع واژهء " آتش " ، و ديگر به معنى ديدوبازديد شبانه و شبنشينى و شبگذرانى . " ااتشا [ ن ] " در معنى اخير يادآور روزگارانى است كه مردم تاريكى شب را با روشنى آتش مىزدودهاند و از گرماى آن نيز بهرهمند مىشدهاند و در كنار يا دور آتش مىنشسته ، ديدارى تازه مىكرده و گپّى مىزدهاند . و اگر به ياد آوريم كه در گذشتههاى دور آتش در ميان ايرانيان - بويژه زرتشتيان - جنبهء تقدّس هم داشته است اهميّت نشستن در دور " آتشدان " يا در كنار " آتشگاه " ( اجاق ديوارى ) آشكارتر خواهد شد . واژهء ديگرى كه گاهى به جاى " ااتشا [ ن ] " به كار مىرفت و مىرود كلمهء " چراغان " ( چراقا [ ن ] ceraqo [ n ] ) مىباشد كه باز همان مفهوم قبلى را به ذهن متبادر مىكند . پيدايى اين اصطلاح بايد متأخّرتر از " ااتشا [ ن ] " و مربوط به زمانى باشد كه " چراغ " اختراع شده بوده است يا اينكه حدس بزنيم در زمستانها از آتش و در فصلهاى ديگر از " چراغ " استفاده مىكردهاند . رسم اين بود و هست كه هر وقت